تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

 

جاوید.....

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه دهم آبان ۱۳۹۴ و ساعت |
زندگی تعداد دم و بازدم ها نیست
بلکه لحظاتی هست که قلبت محکم میزند
بخاطر خنده بخاطر اتفاق های خوب غیره منتظره ،
بخاطر شگفتی،بخاطر شادی ،
بخاطر دوست داشتن های بی حساب ،
بخاطر عشق ، بخاطر مهربانی
شادی ات را به اطرافت بپراکن
و با حد و حصر هایی که گذشته به تو تحمیل کرده، مبارزه کن
زندگی زیباست!

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه دهم آبان ۱۳۹۴ و ساعت |
ﺑﻪ ﺍﻧـــﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﻫﻤﻨﺸﯿﻨــــﯽ ﺳـــﺎﺩﻩ


ﺭﻭﯼ ﺻﻨــــﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﺑــــﻪ ﺭﻭﯼ ﻣــــﻦ


ﺩﺭﻫﻤﯿـــﻦ ﮐﺎﻓــــﻪ ﻧﺰﺩﯾــــﮏ


ﻗـــﺪﺭ ﯾﮏ ﻗﻬــــــﻮﻩ ﻧﻮﺷﯿــــﺪﻥ


" ﺗـــــــﮑــــﺮﺍﺭ ﺷـــــــــﻮ "

جاوید....

+ نوشته شده توسط پرند در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت |
آدما باید توی زندگیشون
پای خیلی چیزا وایسن
پای حرفایی که می زنن
قولایی که می دن
اشتباهایی که می کنن
احساساتی که بروز می دن
نگاهایی که از عمق جونشون می کنن
نوازشایی که با سرانگشتاشون می کنن
دوستت دارمایی که می گن
زندگیایی که می بخشن یا می گیرن
عشقایی که نثار می کنن
آدما باید تو زندگیشون
پای انتخاباشون وایسن
زندگی، مواجهه ی ابدی آدماست، با انتخاباشون

+ نوشته شده توسط پرند در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت |

آغوشى مهربان

دستانی پر از بخشندگی های  زنانه

بغلى گرم

صدايی آسمانى

بوسه اى وحشى

لمسى خشن

گوشی برای شنیدن همه ی دلتنگی هایت 

چند خط شعر 

و

دلى نازک

 

.

 

.

 

اينها تنها دارايى هاى منند

پیشکش تو آقا

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت |
بیا  منصف باشیم

 

معامله ای عاشقانه

 

" تو " برایِ همیشه رویِ مبلِ وسط اتاق بنشین

 

و من تا به ابد به دورِ حضورت می گردم

 

" تو " برایِ من همیشه بارانی بپوش

 

من تا همیشه باران می شوم و می بارم به لحظه هایت

 

" تو " بغض کن

 

من اشک می شوم

 

" تو" بخند

 

من شوق می شوم

 

" تو " ببین

 

من از نگاهت مست می شوم

 

بیا منصف باشیم

 

" تو " برایم کمــــــی تب کن

 

من برایت تا ابد مـــــــی میرم

 

من برایت تا ابد مـــــــی میرم

برای جاوید عزیزیم

راستی برای عیدش میخوام از همون کالج همیشگی ها از ماسیما دوتی بخرم.

+ نوشته شده توسط پرند در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت |
همه چی آرومه

                        تو به من دل بستی.

فکر کن صبح بخوای بیدار شی ... بعد فکر کن نذارن .... هی بگی آقا من باید برم جلسه دارم ....بگه بخواب تو بغلم .....بعد از کلی کشتی بگه اماده باش کریسمس  میریم مسکو....

بعد به جای ساعت 10 ساعت 10:30 برسی اونوقت مجبور شی کلی تخفیف بدی که مشتریت نپره ...

از اون بد تر امروز تو دفتر کلی با خودم از دست این مرد میخندم اصلا الکی خوشم.. خوش گذشت امروز صبح

شوهرم و از ته دل دوست دارم....

خدایا برای خوشبخی ما همشه حواست به ما باشه ..مرسی .

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۳ و ساعت |

يادمه تو بچه گي‌ همه ش نگران بودم بچه هاي ديگه منو تو بازي هاشون راه ندن و باهام بازي نكنن

بزرگتر كه شدم، نگرانيم عوض شد؛‌خيـــــليا باهام بازي كردن،

ماهرانه

قيافه هاي حق به جانب گرفتن

مدعي شدن

دروغ گفتن از راست قشنگ تر

بازي كردن و بازي كردن و بازي كردن

جوري كه حتي گاهي خودشون هم باورشون شد كاراشون درست بوده و اين اونا بودن كه قرباني شدن !!!

سكوت منو پاي ترس و نفهمي و حماقت گذاشتن، نه نگه داشتن حرمت خيلي چيزا

...

از وقتي "تو" اومدي، ديگه نگران بازي آدما نيستم

" تو" بهترين همراه و همبازي همۀ باقي موندۀ عمر مني؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

+ نوشته شده توسط پرند در شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ و ساعت |
نار لب های تو

ملکوت را به آغوشم دعوت کردم

به اندامم سوگند

به گیسوان بلندم

به لب های خونینم

به دستهایم سوگند

وقتی تو را در آغوش کشیدم

شیطان را فریب دادم

شیطانی که مقابل عریانی ام سجده کرد

و دیگر شیطان مقرب شد در این درگاه

به آغوشم بیا

این جا حریم امن یک هم آمیزی همیشگی ست

می خواهم با صدای خودت بخوانی

خودت را به آغوش من

+ نوشته شده توسط پرند در شنبه هفدهم آبان ۱۳۹۳ و ساعت |
بیا منصف باشیم

معامله ای عاشقانه

" تو " برایِ همیشه رویِ مبلِ وسط اتاق بنشین

و من تا به ابد به دورِ حضورت می گردم

" تو " برایِ من همیشه بارانی بپوش

من تا همیشه باران می شوم

و می بارم به لحظه هایت

" تو " بغض کن من اشک می شوم

" تو" بخند من شوق می شوم

" تو " ببین من از نگاهت مست می شوم

بیا منصف باشیم

" تو " برایم کمــــــی تب کن

من برایت تا ابد مـــــــی میرم

من برایت تا ابد مـــــــی میرم

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت |