سخته
اخه چه طوری؟
یکی به من بگه چه طوری می شه ادم رو دلش پا بذاره چه طور می شه ادم خاطراتشو فراموش کنه چه طور می شه ادم به خودش دروغ بگه؟
اخه من چه طوری بهش قول بدم که دیگه عکسشو بغل نکنم وقت خواب به عکس نازش شب بخیر نگم
اخه من چه طوری بهش قول بدم که دیگه واسه چشماش نمیرم اخه من چه طوری بهش قول بدم که فراموش کنم؟
خیلی سخته خیلی درد ناکه ببینی کسی که همه ی دنیات شده چشماش نخواد ببینت نخواد صدات رو بشنوه اون قدر واسش غریبه شی...........................
خیلی سخته وقتی هست و هستی بتونی بغضتو نگه داری بغضی که گلوتو می سوزونه چه سخته..................
خیلی درد بدیه مجبور شی از خیابون هایی بگذری که یه روز با مهربون ترینت توش قدم زدی خیلی سخته زیباترین چیزهای این دنیا واست عزیزی رو تداعی کنه که از پیشت رفته سخته روزهای مقدسی بیفتی که باهاش قرار داشتی
بر گشتنش واسم شده خواب و خیال
اخه چه طوری بگم که حتی دیگه به خوابم هم نمی اد
چه طوری بگم وقتی حتی دارم ا خدام حرف می زنم اون تو ذهنمه اخه چه طوری از دلم بگذرم
ولی مجبورم
نمی خوام خودم رو عشقم رو دوست داشتنم رو بهش تحمیل کنم اون قدر دوسش دارم که حاضر شم فقط خودم تحمل کنم اخه نمی خوام چشمای نازش غمگین شه
ولی دوست خوبم که داری دلنوشته های قلب خسته ام رو می خونی بگو چه طوری دووم بیارم شکایتش رو به کی بکنم اخه با جه رویی به خدا بگم که اگه می خواستی بگیریش چرا دادیش؟
م ی دونین اجازه داده که واسش اف بذارم نميدونین که با چه حالی این کار رو انجام می دم وقتی که میاد چه طوری ضربان قلبم رو کنترل می کنم وای سخته ولی خودم رو کنترل می کنم وقتی میره فقط می تونم واسه دوباره رفتنش گریه کنم اخه من ....... خیلی ضعیفم..... نه به من نخندین نگین بچه بازیه اخه چی کار کنم دست خودم نیست
واسم دعا کنید دعا کنید بتونم با این وضعیت بسازم مطمئنم دوسم داره نگین خود خواهیه اره دوسم داره.....
ولی بگین می شه فراموش کرد؟ به خدای اسمون ها نمی شه به وجود مقدس خودش قسم نمی شه
فقط دلم واسش تنگ شده واسه صدای قشنگش واسه خندیدن های نازش واسه اون چشم هاش که وقتی ادم رو نگاه می کنه ادم نمی تونه از جاش تکون بخوره نگاش خیلی قشنگه بهترین روز های زندگی ام رو کنار اون گذروندم دوست دارم به اندازه ی همه یتنهاییم خوشبخت شه اون قدر خوشبخت که حتی فراموش کنه توی این دنیا غمی هم هست
نمی دونم که باز هم میاد وبم رو می خونه یا نه این قدر واسش ارزش دارم که به حرفام گوش کنه یا نه.....
ولی می خوام بدونه که من تا همیشه دوسش دارم حتی اگه اون......................فقط بگین چی کار کنم با گریه های شبونم با دل بی قرارم دیگه صبرم تموم شده دیگه نفس کشیدن حتی ارزش نداره ادم ن نفس می کشه به امید کسی که همه ی زندگیشه ولی وقتی نیست.......................

+ نوشته شده توسط پرند در شنبه نهم دی 1385 و ساعت
|