بهترين دوست کسی است که بتونی باهاش روی يه سکو ساکت بنشينی و چيزی نگی و وقتی ازش دور ميشی حس کنی بهترين گفتگوی عمرت رو داشتی.![]()
|
بهترين دوست کسی است که بتونی باهاش روی يه سکو ساکت بنشينی و چيزی نگی و وقتی ازش دور ميشی حس کنی بهترين گفتگوی عمرت رو داشتی. + نوشته شده توسط پرند در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت
|
بگذار دوستت بدارم
آنچنانكه خورشيد زمين را دوست دارد
بگذار تو را در آغوش كشم
همچون هم آغوشي زيباي موج وساحل
بگذار تنها با تو بمانم مث وفاي ماهي به دريا
اين خواستگاه را نگذار ناكام بماند
بگذار براي زندگي بهانه اي زيبا
همچون عشق تو داشته باشم
اين روح سرد از كجا آمده است
كه من وتو را اينگونه در بر گرفته است
اين قصه نبايد ناتمام باقي بماند
اين قصه را پاياني شايسته بايد باشد
چراكه من وتو مي توانيم
باز روح عشق را در دنياي بي روح بدميم
بگذار با تو بمانم مث قصه قديمي برگ و درخت
كه هر كدام جدا از هم هيچ سودي ندارند جز پريشان حالي
تو فرصت بده تا با تو بگويم
اين عشق را مي توان دوباره ساخت
مي توان دوباره معنا كرد
من وتو مي توانيم از آن افسانه ها باشيم
از آنان كه فقط نامي از آنها در كتاب مانده است
شايد روزگاري تصنيف من وتو گردد ورد زبانها
جاي ليلي
جاي مجنون
جاي فرهاد
جاي شيرين
اگر تو خواهي شود
فقط
+ نوشته شده توسط پرند در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
|
مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته
باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد. + نوشته شده توسط پرند در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
|
يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم... يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم... يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم... يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
+ نوشته شده توسط پرند در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت
|
بیا، برو، روی اعصابم پیاده روی کن، ولی... با من باش!!!
+ نوشته شده توسط پرند در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت
|
|
|