به تو از تو مینویسم
به تو ای همیشه دریاد
ای همیشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت سایه ساره قفسم بود
زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود
وقتی از ازار پاییز برگا با هم گریه میکرد
قاصد چشم تو امد مزده ی روییدن اورد
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
ای همیشگی ترین عشق در حضورحضرت تو
ای که میسوزم سرا پا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مینویسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسمت چو رسیدم
قلمم به گریه افتاد
ای تو یارم......روزگارم...گفتنی ها با تو دارم
ای تو یارم از گذشته یادگارم
به تو نامه مینویسم ای عزیز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست
در گریز نا گزیرم گریه شد معنای لبخند
ما گذشتیم و شکستیم پشت سر گل های پیوند
در عبور از مسدخه تن عشق ما از ما فنا بود
باید از هم میگذشتیم بد تر از ما عشق ما بود

+ نوشته شده توسط پرند در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت
|