
+ نوشته شده توسط پرند در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت
|
|
+ نوشته شده توسط پرند در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت
|
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگی کرد؟ خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر ، با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز ، شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید. مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر ، مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی کوچک باش و عاشق .... که عشق میداند آئین بزرگ کردنت را بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه پایان رسیدن فرق نمیکند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ... زلال که باشی آسمان در توست.
+ نوشته شده توسط پرند در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت
|
من از بلندای این سرزمین روشن.... این خانه های نو ساخت این آسمان زیبا این زندگی شیرین این لحظه های دوست داشتنی به تو می گویم: زندگی یک دروغ شیرین است که باید آن را سر بکشی باید قورتش دهی. در خودت حلش کنی تا بهار برایت سرشار از شکوفه شود تابستان سرشار از هلو های رسیده ی شیرین پاییز سرشار از رنگ های دیدنی و زمستان سرشار از شکیبایی و سپیدی و خاطره های کودکی شب جمعه های خانه ی مادربزرگ با آبگوشت و طاس کباب و کوفته قلقلی. آری باید آن را قورت دهی تا یادت برود یک روز گریه می کنی.... یک روز دلتنگی.... یک روز در حسرت روزهای از دست رفته و یک روز در حسرت نداشته ها... باید امید وار باشی چیزی را که امروز به تو نداده فردا از او خواهی گرفت.
+ نوشته شده توسط پرند در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت
|
|
|